الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

332

إحياء علوم الدين ( فارسى )

بدان اظهار كرده است كه فرود آمدن باشد بر درجهء ضعيفان ، تا ايشان در گذاشتن به دو اقتدا كنند . چه اگر در گرفتن به دو اقتدا كنند هر آينه هلاك شوند ، چنان كه مرد معزّم پيش فرزندان خود از مار بگريزد ، نه براى آن كه گرفتن آن نتواند ، و ليكن داند كه اگر فرزندان او را در گرفتن بينند ، هر آينه بگيرند و هلاك شوند . و بر سيرت ضعيفان رفتن ضرورت انبيا و اوليا و علماست . پس اكنون دانستى كه مراتب شش است ، و عالىتر آن مرتبهء مستغنى است ، پس زاهد ، پس راضى ، پس قانع ، پس حريص . و اما مضطر ، در حق او هم زهد و قناعت و رضا صورت بندد ، و درجهء او مختلف است به حسب اختلاف اين حالها . و نام فقير بر اين پنج اطلاق كنند . اما مستغنى را فقير خواندن وجه ندارد بدين معنى . بلكه او را به معنى ديگر فقير خوانند ، و آن دانستن او باشد كه محتاج است به خداى تعالى در همهء كارها بعموم ، و در بقاى بىنيازى او از مال بخصوص . پس نام فقير او را چون نام بنده‌اى باشد كسى را كه نفس خود را به عبوديت شناسد و بدان مقر شود ، چه او به نام بنده سزاوارتر از غافلان بود ، اگرچه نام بنده خلق را عام است . پس همچنين نام فقير عام است . و هر كه فقر نفس خود به خداى شناسد او به نام فقير سزاوارتر بود . پس نام فقير مشترك است ميان اين دو معنى . و چون اين اشتراك دانستى بدانى كه قول پيغامبر - عليه السلام : أعوذ بك من الفقر ، و كاد الفقر ان يكون كفرا مناقض قول او : و أحيني مسكينا و أمتني مسكينا نيست . چه فقر مضطر آن است كه پيغامبر - عليه السلام - از آن استعاذت فرمود . و فقرى كه اعتراف است به بيچارگى و خوارى و احتياج به خداى آن است كه در دعا بخواست . بيان فضيلت فقر به اطلاق ( 1 ) اما از آيات دلالت قول حق تعالى : لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ ، « 9 » اى ، خمس فىء « 10 » درويشان مهاجر راست كه از مكه به مدينه آمدند ، و خانه‌ها و مالهاى خود را براى دوستى خداى و پيغامبر و نصرت دين او بگذاشتند . و قول او : لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ ، « 11 » اى ، صدقه‌ها و نفقه‌ها - كه ذكر آن رفته است - درويشانى راست كه نفس خود را در راه خداى حبس كرده‌اند ، طلب معيشت نتوانند به سبب آن كه به جهاد مشغولند و از آن فراغ نيابند . در اين هر دو آيت ، سخن در معرض مدح رانده است ، و صفت فقر را بر صفت هجرت و احصار « 12 » تقديم فرموده . و اما اخبار در مدح فقر بىشمار است . ابن عمر - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر -

--> ( 9 ) حشر 59 - 8 . ( 10 ) فيء ، غنيمت . ( 11 ) بقره 2 - 273 . ( 12 ) احصار ، باز داشتن ، تنگ گرفتن .